خانه عناوین مطالب تماس با من

اتاقک مخفی

اتاقک مخفی

درباره من

ادامه...

روزانه‌ها

همه
  • آرشیو سایت های مختلف
  • ترس ها و مخزن آب آتشنشانی
  • اندرزنامه
  • چرا بهترین نقش رو «من» بازی نکنم؟

پیوندها

  • مگلاگ
  • وبلاگ ساری
  • پروفسور بی مغز (وبلاگ من نیست)
  • دلنوشته های پسری رک...
  • عمه خانوم

برگه‌ها

  • فیلم دیده شده, کتاب خوانده شده
  • بخوانم, ببینم

جدیدترین یادداشت‌ها

همه
  • چند شب خوش گذشت، دیگه نمیخوام شبای تنهایی رو
  • فینال
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • چرت نوشت: تغییرات
  • چرت نوشت: ارشد خواب آلودگی
  • وبلاگ
  • دوقطبی
  • [ بدون عنوان ]
  • میخوام پولدار بشم 1

بایگانی

  • مرداد 1405 1
  • تیر 1405 6
  • اسفند 1404 2
  • بهمن 1404 1
  • مهر 1404 3
  • شهریور 1404 1
  • مرداد 1404 3
  • تیر 1404 1
  • خرداد 1404 1
  • اردیبهشت 1404 1
  • فروردین 1404 1
  • اسفند 1403 1
  • دی 1403 2
  • آبان 1403 7
  • مهر 1403 1
  • شهریور 1403 1
  • مرداد 1403 1
  • تیر 1403 4
  • اردیبهشت 1403 3
  • فروردین 1403 4
  • اسفند 1402 2
  • بهمن 1402 3
  • دی 1402 1
  • آذر 1402 3
  • آبان 1402 4
  • مرداد 1402 5
  • تیر 1402 3
  • خرداد 1402 4
  • اردیبهشت 1402 1
  • فروردین 1402 3
  • اسفند 1401 1
  • بهمن 1401 6
  • دی 1401 2
  • آذر 1401 1
  • آبان 1401 4
  • مهر 1401 1
  • شهریور 1401 4
  • مرداد 1401 8
  • تیر 1401 6
  • فروردین 1401 2
  • اسفند 1400 3
  • بهمن 1400 3
  • دی 1400 1
  • آذر 1400 1
  • آبان 1400 2
  • مهر 1400 1
  • شهریور 1400 1
  • مرداد 1400 2
  • تیر 1400 10
  • خرداد 1400 9
  • اردیبهشت 1400 19
  • فروردین 1400 2
  • اسفند 1399 6
  • بهمن 1399 2
  • دی 1399 1
  • آذر 1399 2
  • آبان 1399 7
  • مهر 1399 2
  • شهریور 1399 4
  • مرداد 1399 3
  • تیر 1399 2
  • خرداد 1399 1
  • اردیبهشت 1399 9
  • فروردین 1399 19
  • اسفند 1398 13
  • بهمن 1398 14
  • دی 1398 2

جستجو


آمار : 83089 بازدید Powered by Blogsky

عناوین یادداشت‌ها

  • تا خفه نشم... یکشنبه 6 بهمن 1398 19:11
    از اونجایی که در دنیای واقعی هر حرفی بزنم، علیه خود من استفاده میشه و از اونجایی که خیلی شیک، حرف های من رو عوض میکنند و برداشت های خودشون رو از حرف های من، به عنوان حرف های من جا میزنن و من در دفاع از خودم هیچ غلطی نمیتونم بکنم وبلاگم بسته نمیشه که اینجا بیام حرف بزنم و تو خونه ساکت باشم، و از شدت سکوت خفه نشم! اصن...
  • تخلیه شنبه 5 بهمن 1398 12:53
    دیگه واسه هیچ کاری انگیزه ندارم! اینجوری میخوان آدم سلامت روان هم داشته باشه! سه ساعت باهام حرف میزدن که آرزوهات رو بیخیال شو! اصن نمیفهمن اینا آرزوهای منه! بهم میگن لقب مهندس اونقدرا تو زندگی مهم نیست، پس بیا جای برق صنایع بخون! بهشون میگم منم لقب مهندس برام مهم نیست، بلکه میخوام واقعا مهندس شم. نمیدونم چرا پوکر شد!...
  • هی آرزو... شنبه 5 بهمن 1398 10:56
    هر چی بیشتر میگذره، آرزوهام آرزوتر میشن! یعنی دورتر میشن، محال تر میشن!
  • [ بدون عنوان ] جمعه 4 بهمن 1398 20:42
    مرگ شاید چیز بدی هم نباشه! طرز تفکرات من همون بهتر که بمیره! نیاز دارم که جور جدیدی به زندگی نگاه کنم! زندگی من تا الان، پوچ بوده پوچ! به چی رسیدم؟! هیچی. کاش این سری، خدا هم یکم هوامو داشته باشه! مرگ شاید چیز بدی نباشه! شاید تهش بد نشه تهِ مرگِ پروفسورِ ساکت! هنوز یه مقدار حس گیجی با منه! واسه همین یه ریز دارم...
  • [ بدون عنوان ] جمعه 4 بهمن 1398 12:13
    دو نفر تو زندگیم هستن که باهاشون راحتم یکی داییم، یکی نگار و جالبه، الان بعضی حرفاشونو میفهمم وقتی از خودکشی حرف میزدن در حالی که قصدشو نداشتم. کاش همه ی آدما مثل این دو نفر بودن خیلی رک و گویا!
  • زندگیم پنج‌شنبه 3 بهمن 1398 22:28
    هر جور بهش نگاه میکنم، میبینم زندگیم خیلی زندگی بیخودی بوده! 22 سالِ بیخود!
  • چه قدر چرت و پرت گفتنم میاد! سه‌شنبه 1 بهمن 1398 16:35
    هر سال این فکر از ذهنم رد میشه که ممکنه روز تولدم بمیرم یه امسال که این حس نگرفتتم به طور خیلی خیلی جدی تر و شدیدتری حس میکنم تا چند ماه دیگه قراره بمیرم! خیلی خیلی جدی! و به خاطر همین، اصن حوصله ام نمیکشه کاری که یه سال بعد نتیجه میده رو، انجام بدم! اصن امروز خیلی یه جوریه! از همون صبح اول صبح که چشامو وا کردم، یه...
  • what do you do؟ سه‌شنبه 1 بهمن 1398 14:40
    اگه بدونید چند ماه دیگه بیشتر زنده نیستید، چی کار میکنید؟ (البته کسی همچین حرفی بهم نزده)
  • اعتدال یکشنبه 29 دی 1398 16:28
    صوفی ار باده به اندازه خورد نوشش باد ور نه اندیشه این کار فراموشش باد
  • چرا؟ یکشنبه 29 دی 1398 15:56
    الان جلو هر کاری که تو ذهنم هست، یه «چرا؟» ی بیجواب وجود داره! واقعا چرا؟ مثلا چرا درس بخونم؟ من هیچ وقت به خاطر چیزی غیر از علاقه، سمت درس خوندن نرفتم ولی الان حس میکنم خیلی دلیل بی معنی ایه!! حتی چیزای دیگه. چرا؟ چرا کتاب بخونم؟ چرا نقاشی بکشم؟ چرا تابلو درست کنم؟ چرا برم سراغ پروژه؟ چرا کار خونه انجام بدم؟ باز این...
  • 250
  • 1
  • ...
  • 5
  • 6
  • 7
  • 8
  • صفحه 9