داریم اسباب کشی میکنیم.
احتمالا فردا بریم جایی که قراره من و آبجیم بمونیم رو ببینیم.
پنجشنبه کلاس نداشتم. کلی خدا خدا میکردم ورزش نیفته شنبه. که بتونم آخر هفته برم پیش خانواده ام و یکشنبه برگردم. ولی خب ورزش افتاد شنبه. اگر شانس منه، سه تا آز هم میفته پنجشنبه!
خیلی استرس دارم. شبا خوابم نمیبره.
۲۱ واحد دارم. باید پروژه ی نهایی رو انجام بدم. درسا هم خودشون پروژه و تمرین و مقاله دارن.
شاید کوچ یه تیم تو دانشگاهم بشم. برای مسابقات icpc. هیچ تصوری ندارم که باید چی کار کنم!
استاد پروژه ام رو اصلا نمیشناسم! من میخوام پروژه ام یه کار عملی باشه، نه تحقیقاتی. من که قصد ندارم ارشد بخونم، تحقیقاتی به چه دردم میخوره؟! میخوام عملی باشه، خودش یه رزومه بشه برام. ولی هیچ ایده ای ندارم.
فعلا...
واقعا کاش میشد یه کارآموزیم پیدا میکردم در طول این ترم میرفتم
و بعدش استخدام میشدم
و منو آبجیم با پولمون خرج سوئیتو میدادیم
میموندیم تهران
من آدم فریلنسری نیستم،
حداقل الان
اعتماد به نفسم خیلی پایینه
حالا میخوام github یاد بگیرم
نمونه کارامو بذارم
مدیر گروهمون میگه واقعا مهم نیست چه زبانی یاد میگیری،
مهم اینه که علاقه داشته باشی
منم تو این مدت خیلی بپر بپر کردم
میخوام چیزی که براش وقت گذاشتم رو ادامه بدم، ببینم به جایی میرسم یا نه
حالا پروژه ی دانشگاه ببینم چی میشه
ولی بعید میدونم برم سراغ c#
جدیدا وقتی میرم وبگردی
نظر مینویسم
یهو پشیمون میشم و همه شو پاک میکنم
حس میکنم خوب حرف نمیزنم و ممکنه طرفمو ناراحت کنم