خانه عناوین مطالب تماس با من

اتاقک مخفی

اتاقک مخفی

درباره من

ادامه...

روزانه‌ها

همه
  • آرشیو سایت های مختلف
  • ترس ها و مخزن آب آتشنشانی
  • اندرزنامه
  • چرا بهترین نقش رو «من» بازی نکنم؟

پیوندها

  • مگلاگ
  • دلنوشته های پسری رک...
  • پروفسور بی مغز (وبلاگ من نیست)
  • عمه خانوم

برگه‌ها

  • فیلم دیده شده, کتاب خوانده شده
  • بخوانم, ببینم

جدیدترین یادداشت‌ها

همه
  • ثبت وقایع
  • کاش...
  • چرت نوشت نظر
  • چرت نوشت: اتفاقات روز
  • چرت نوشت: وب
  • [ بدون عنوان ]
  • خزعبل
  • محرم
  • دانشگاه
  • یه همچین مامانی میشم!

بایگانی

  • مهر 1404 3
  • شهریور 1404 1
  • مرداد 1404 3
  • تیر 1404 1
  • خرداد 1404 1
  • اردیبهشت 1404 1
  • فروردین 1404 1
  • اسفند 1403 1
  • دی 1403 2
  • آبان 1403 7
  • مهر 1403 1
  • شهریور 1403 1
  • مرداد 1403 1
  • تیر 1403 4
  • اردیبهشت 1403 3
  • فروردین 1403 4
  • اسفند 1402 2
  • بهمن 1402 3
  • دی 1402 1
  • آذر 1402 3
  • آبان 1402 4
  • مرداد 1402 5
  • تیر 1402 3
  • خرداد 1402 4
  • اردیبهشت 1402 1
  • فروردین 1402 3
  • اسفند 1401 1
  • بهمن 1401 6
  • دی 1401 2
  • آذر 1401 1
  • آبان 1401 4
  • مهر 1401 1
  • شهریور 1401 4
  • مرداد 1401 8
  • تیر 1401 6
  • فروردین 1401 2
  • اسفند 1400 3
  • بهمن 1400 3
  • دی 1400 1
  • آذر 1400 1
  • آبان 1400 2
  • مهر 1400 1
  • شهریور 1400 1
  • مرداد 1400 2
  • تیر 1400 10
  • خرداد 1400 9
  • اردیبهشت 1400 19
  • فروردین 1400 2
  • اسفند 1399 6
  • بهمن 1399 2
  • دی 1399 1
  • آذر 1399 2
  • آبان 1399 7
  • مهر 1399 2
  • شهریور 1399 4
  • مرداد 1399 3
  • تیر 1399 2
  • خرداد 1399 1
  • اردیبهشت 1399 9
  • فروردین 1399 19
  • اسفند 1398 13
  • بهمن 1398 14
  • دی 1398 2

جستجو


آمار : 81174 بازدید Powered by Blogsky

عناوین یادداشت‌ها

  • [ بدون عنوان ] دوشنبه 24 مرداد 1401 23:23
    شاید عدم اعتماد به نفس الانم، مثل عدم اعتماد به نفس کنکور یا بیشتر از اون، المپیاد ه.
  • [ بدون عنوان ] سه‌شنبه 28 تیر 1401 23:52
    هیچ کجایی یه نشونییییی یا صدایی نیست که نیسسسس
  • چرت نوشت 21 تیر سه‌شنبه 21 تیر 1401 23:37
    تصمیم دارم جدی تر جاوااسکریپت رو یاد بگیرم و تابستون رو روی فرانت اند کار کنم و ببینم خوشم میاد یا نه. الان همه حرفایی که یه برنامه نویس میتونه دورکاری کنه و خوبی های دورکاری رو پذیرفتم. ولی داییم میگفت برو سراغ چیزی که دوست داری و به فکر پولش نباش. فقط همین مسئله است که باعث شده من دودل بمونم. به هر حال، من تصمیم...
  • کلاس چندمی؟ دوشنبه 20 تیر 1401 23:26
    چند وقتیه که هر کی میرسه به من، میگه «کلاس چندمی؟» وقتیم میگم دانشگاه رو تموم کردم، پشماش میریزه.
  • چرت نوشت 19 تیر 2 یکشنبه 19 تیر 1401 23:29
    امروز طبق معمول تا لنگ ظهر خوابیدم، البته تا یازده و نیم؛ از ترس اینکه تنهام بذارن برن بیدار شدم. با خونواده داییم و مادر زن و خواهر زنش، رفتیم نوشهر. سامی نیومد. نفهمیدم چش شده تا اینکه یادم افتاد مامانم تو پیوی دعواش کرده که چرا لپ خواهرمو کشیده! این از ادا و اصولای پدربزرگمه که مامانمم تو این گیر دادن کم نمیذاره ....
  • چرت نوشت 19 تیر: چرت نوشت نصفه شبی! یکشنبه 19 تیر 1401 02:48
    الان بعد مدت های مدید، حالِ نمیدونم چم دارم! اصلا یه جوریم که همینجوری الکی الکی میخوام گریه کنم. ولی خب، در حال گریه کردن نیستم. من الان ‌‌شمالم؛ خونه جدو. دیروز سامی و کوثر و لیلا شب موندن. ولی من همون 1وخرده ای خوابیدم، بدجوری خوابم میومد و نشستنِ تا صبح و چرت و پرت گفتن و خندیدن رو از دست دادم. سامی اصلا با من یه...
  • [ بدون عنوان ] شنبه 11 تیر 1401 08:56
    کاش با تموم شدن کنکور 1401، خوابای کنکوری و امتحان نهایی منم تموم شن. تازه انقدر آبجیم که نهمه، اجتماعی اجتماعی کرد، که خواب امتحان اجتماعی هم میبینم؛ درسی که هیچ وقت دغدغه شو نداشتم!
  • [ بدون عنوان ] پنج‌شنبه 25 فروردین 1401 22:22
    از امروز با برنامه حس خوبی دارم!
  • بی برنامگی دوشنبه 22 فروردین 1401 23:35
    خیلی وقتا دلم میخواد بنویسم و حرف برای گفتن دارم، ولی شرایط مهیا نیست. وقتیم که شرایط مهیاست، همه چی فراموشم میشه. حالا میخوام بنویسم، باز یادم رفت...!!!! :(( ... + میشه گفت این اولین پست سال 1401 هست. من امسال هیچ برنامه ای نریختم. ذهنم به شدت شلوغه و افکارم سر و ته ندارن. چیزای زیادی هستن که دلم میخواد امسال بهشون...
  • کمربند زرد سه‌شنبه 17 اسفند 1400 19:50
    امروز کمربند زردم رو بستم :))
  • [ بدون عنوان ] چهارشنبه 11 اسفند 1400 21:10
    میخوام کار کنم: ویترای به علاوه پایتون :))
  • کاردانی سه‌شنبه 10 اسفند 1400 22:26
    از دانشگاه بهم زنگ زدن و گفتن که میتونم تا کارشناسی ادامه بدم، با وجود این که حدود 3سال سنوات میخورم. فکر کن... یه ماهه با خودم میگم که کاش میتونستم تا کارشناسی ادامه بدم ولی حالا که گفتن میتونی، خیلی ناراحت شدم؛ چون تو دو راهی قرار گرفتم. من ترم پیش رو هم با کمک اساتید پاس کردم. من از درس خوندن خسته شدم. چیزی که هیچ...
  • ورزش دوشنبه 11 بهمن 1400 15:48
    دو سه ماهی میشه با خواهرام میرم نینجا رنجر. من خیلی نفس کم میارم. مربی هم یه روز اخلاقش خوبه، یه هفته خوب نیست. دیروز اومد ازم آزمون بگیره، من دو تا حرکتو همش با هم قاطی میکردم، اولین سوال از همون دوتا بود. بعد دید بعضیای دیگه که آزمون نداشتن هم مشکل دارن‌؛ گفت جلسه ی بعدی از همتون آزمون میگیرم، کسی هم که بلد نباشه،...
  • خب کلش رو رمز بذار دیگه جمعه 8 بهمن 1400 15:53
    خیلی بدم میاد برم تو وبلاگی و بعد چند تا پست ببینم بقیه همه رمز داره!!!!
  • 24 خیلی زیاده! جمعه 1 بهمن 1400 15:48
    دیگه 24 ساله که دارم تو این دنیا زندگی میکنم! خیلی زود گذشت و من واقعا حس نمیکنم 24 سالم باشه؛ 20 یا 21 بیشتر بهم میاد. چند هفته است رفتیم پیش یه دکتر طب سنتی. دیروز داشت میگفت ایشالا تا عید داروهای شیمیاییت رو قطع میکنی کم کم. چون اگر این داروها رو مصرف کنی، دیگه حالت کامل خوب میشه و نیازی به قرص و دوا درمون نخواهی...
  • امتحانای این روزای بد دوشنبه 20 دی 1400 22:02
    تو دبیرستان به یکی از دوستام میگفتم «سر امتحان هر چی به ذهنت رسید، خالی کن تو برگه. اونوقت میبینی تو هم میتونی راحت نمره ی خوب رو بگیری» (درس هندسه بود، فکر کنم) حالا من خودم نمیتونم هر چی حالیمه خالی کنم تو برگه! :\
  • سوژه های خواب آلود شنبه 13 آذر 1400 14:19
    انقدر که من تو خواب، پر از شوق و شور و حرکتم تو خود زندگیم نیستم. :/ یعنی حتی خواب دیدم که کلی سوژه ی باحال برای نوشتن تو وبلاگ دارم، ولی نمیرسیدم بنویسمشون! :)
  • خواب پنج‌شنبه 20 آبان 1400 21:37
    چه قدر خوب می شد یهو پاشم ببینم همه چی تا الان فقط یه خواب بوده!
  • پل طبیعت جمعه 7 آبان 1400 12:46
    نمیدونم چرا وقتی میریم پل طبیعت دلم دوس پسر میخواد! با این که اونجا اکثرا یه اکیپ کاملا پسر بیشتر میبینم تا یه دختر و پسر! نمیدونم، شاید علاقه به پسر بودن هنوز تو وجودم موج میزنه. بیشتر دلم میخواد تو یه اکیپی که پسرا هستن، باشم. +یه شکلک درست حسابیم نداره این بلاگ اسکای!
  • کاردانی دوشنبه 12 مهر 1400 20:02
    بعضی وقتا یه چیزایی دست ما نیست، نمیدونم، شاید مصلحتی هست و چه عجیب که انقدر آرومم!
  • چرت نوشت 29 شهریور: درهم برهم دوشنبه 29 شهریور 1400 21:04
    باید به مسائل از بالا نگاه کرد. چه فرقی میکنه آدم تو 25 سالگی به خواسته اش برسه یا 50سالگی؟! وقتی میرسه همون حس رو پیدا میکنه. در حقیقت این به خاطر اینه که ما نمیدونیم تا کی زنده ایم. مهم اینه که آخرش عاقبت به خیر باشیم. شاید ادامه داشته باشه..
  • مشهد پنج‌شنبه 14 مرداد 1400 17:38
    یه دو هفته ای، رفته بودیم مشهد جا همتون خالی کلی دعاتون کردم و امیدوارم کسی رو از قلم ننداخته باشم خصوصا مرضیه جونم، امیدوارم خدا بهتون یه بچه ی سالم و خوشگل بده. و آقای مصطفی، که امیدوارم یه زن خوب گیرت بیاد. چند تا راهرو درست کرده بودن تا ضریح. البته به خود ضریح نمیرسید؛ ولی با این حال من هیچ وقت انقدر به ضریح نزدیک...
  • ذهن بسته، ذهن باز جمعه 8 مرداد 1400 17:25
    جدیداً برای چیزایی که براشون راه حل پیدا نمیکردم، یا راه حلم جواب نمیداد، دارم راه حل متفاوتی پیدا میکنم. حیف که نمیشه زمان و به عقب برد تا از این راه حل ها استفاده کنم! ذهنم رو به طور ناخودآگاه محدود کرده بودم. دلم میخواد ذهنم آزادتر بشه و از این به بعد یه جور دیگه به مسائل زندگیم نگاه کنم.
  • یخ بزنم چهارشنبه 16 تیر 1400 19:27
    رفتم بستنی خریدم بلکه اشکام یخ بزنن و نریزن!
  • هی پروفسور چهارشنبه 16 تیر 1400 19:25
    گریه ی اول، به از دعوای آخر!
  • چرت نوشت 15 تیر سه‌شنبه 15 تیر 1400 20:33
    فردا آخرین امتحانمه و بالاخره راحت میشم. درس سختی نیست ولی من سر کلاسا گوش نکردم، چون خواب تشریف داشتم. الانم کلی مبحث هست که مونده و نرسیدم بخونم. امروزم از یکی دو ساعت بعد از بیداریم همش گیج بودم و اصلا تمرکز نداشتم و تقریبا پیشرفتی نداشتم. خدا به خیر کنه، نمیخوام این درس رو برای 4مین بار بردارم! سر دو تا امتحانای...
  • خودتو نکش! شنبه 12 تیر 1400 00:27
    اشکمو درنیار لعنتی!
  • ایجاد حال خوب پنج‌شنبه 10 تیر 1400 21:05
    پستای سال 2017 رو میخوندم که پاکشون کرده بودم، با استفاده از این سایت: web.archive.org چه قدر پر انرژی، چه قدر حال خوب. قطعا این تابستون رو باحال میکنم. البته همین الانم نسبت به دو سال قبل حالم خیلی بهتره و خدا رو شکر میکنم!
  • نیست.. چهارشنبه 9 تیر 1400 23:44
    بدتر از دوست ناباب، خواهر نابابه! والا به خدا هرچی اخلاق گند داشت به من سرایت کرده! واقعا خبری از اون پروفسور مهربون و صبور و دلسوز نیست دیگه!
  • [ بدون عنوان ] چهارشنبه 9 تیر 1400 20:24
    دووم بیار پروفسور، فقط یه هفته مونده!
  • 240
  • 1
  • 2
  • 3
  • صفحه 4
  • 5
  • ...
  • 8