بستنیِ خونم کم شده!
خیلی بهم ریخته ام و چیزی آرومم نمیکنه،غیر از بستنی!
الان چند روزه که بهم بستنی تعارف میکنن و من نمیخورم؛ در حالی که دلم میخواد در جا، دو تا آیس پک گنده بخورم.
تا حالا چند بار خواستم اعتیادم به بستنی رو از بین ببرم ولی بعد از یه مدت میگم خب بعد از این همه مدت یه بار که عیب نداره. ولی یه بار همانا و خوردن تو روزای بعدی همان.
تو فکر بیخیال دانشگاه شدن بودم
دیدم که ئه!! منم از حرف مردم میترسم.
چه تو خانواده ی پدری و چه خانواده ی مادری، یه جور دیگه بهم نگاه میکنن. رتبه ی 3رقمی و از این حرفا. و داشتم فکر میکردم اگر انصراف بدم یا اخراج بشم چی میشه. تو خانواده ی پدریم همه دانشگاه آزاد و قم قبول شدن. تو خانواده ی مادریمم کسی جز من اهلدرس خوندن نیست.(و حتی یه جورایی داییم مسخره ام میکنه).
بگذریم...
یادم رفت چی میخواستمبگم!
ولی حتیاگر اخراج بشم، من تو این 3ماه زیر برنامه ام نمیزنم، حتی اگر وقت نکنمدرسامو بخونم.
در نهایت همه آدما تنهان.
پس مسخره است که منتظر کسی باشم.
اون دفعه اگر تونستم خوب پیش برم، به خاطر انرژی ای که از شخص دیگه ای گرفتم؛ این دفعه با انرژی خودم عالی پیش میرم.
دوباره برمیگردم به کتاب خوندن، در حد توانم درس خوندن، ورزش کردن، پروژه زدن، یاد گرفتن زبان، برنامه ریزی کردن، و از همه مهمتر نقشه ی راه برای زندگیم پیدا کنم. و از همه بهتر این که خودمو از شر این قرص و دواها راحت میکنم و اجازه نمیدم بیشتر از این این چیزا اذیتم کنه. از اولم مسئله ی مهمی نبود، الان گنده شده.
من توانایی هام خیلی بیشتر از چیزیه که الان از خودم نشون میدم.
ولی نباید عجله کنم. عجله منو از کار میندازه. برگشت به اوجی که قبلا بودم، اولش یه مقدار سخته، ولی من از پسش برمیام.
باید به مشورت های دیگران هم توجه کنم.
هیچی دیگه.
فعلا همین.
الان خیلی آرومم. از صبح خیلی مشوش بودم.
+با سه ماه نخوردن بستنی هم نمیمیرم.
یعنی حتما باید بنویسم این رو که
«کسی که تو فلان وبلاگ بودی
کجایی؟ دلم برات تنگ شده لعنتی»
تا تو هم سر و کله ات اینجا پیدا شه؟؟
+ چرا شوخی های منو جدی میگیری؟!
خواننده: post malone
دانلودhttps://musicfeed.ir/files/2019/08/Post-Malone-Circles-128.mp3